بانویی در دور دست

خرید بک لینک
متن کامل ترانه : آی گُرجس گرجیا ! خاتونِ ایالتِ جرجیا ! گرجستانم را پس بده. آی روسیه ! تو بر من مدام… آی دوسیه ! چه عرض کنم بر لایَت ؟ گرجستانم را پس بده. سقف شکّن، بالا بلند ! عشوه گرِ نقش بازِ فاتح گنجه، فاتح بلخ*، ترکمانچایم را پس بده. قَدَر قُدرت ! بفشارم، لِهُم کن، کورتانیدزه ! به زیرم فکن. فتحالفتوح تواَم ای اولگا ! آی رینا ! ماریانا ! فیورنتینا ! آی گرجس گرجیا ! خاکم کن گرجس گرجیا ! فتحم کن گرجس گرجیا ! خاتون ایالت جرجیا، ای تکِ دلبرم، دل بر تک ! ترکمانچایم را گیو می بک ! (Give me back)** فرو بر مرا فرو کن مرا به سبابه دست بزن… تیزم کن… لهم کن، آی… قبل از آمادهباشِ عباس بانویی در دور دست ...

ما را در سایت بانویی در دور دست دنبال می‌کنید

برچسب: کورتانیدزه,آقای,نامجو, نویسنده: بازدید: 248 تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 6:39

خوابم نمیبره

نمیدونم چرا...

پریده از سرم

هی نامجو دانلود کردم

گوش دادم

خوابیدم

کابوس

پریدم از خواب

تاریکی و وحشت

+ تاریـــــــخ ۱۳۹۶/۰۵/۱۲ ساعــــت 5:18نویــــسنده ♥ zani dar dordast ♥ |
بانویی در دور دست ...

ما را در سایت بانویی در دور دست دنبال می‌کنید

برچسب: بخواب,لطفا,بخوابان,مرا, نویسنده: بازدید: 117 تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 6:39

دوست داشتن....دوست داشتن که تمام نمی شود جان دلم؟ رشته رشته میشود محو میشود خاکستر زیر آتش میشود اما... نابود نه نمی شود... یک چیز که قلبت را نشانه میگیرد هوای نفست را بند می آورد دوست داشتن هزار بار گفته ام جان دلم؟ تمام نمیشود میشود؟ نمیشود این کوفتی _شیرین_ قشنگ نمیشود اما" تو" را تمام ات میکند و تمامت را از آن _عشق از آن _غزل و پر میشوی از غزلواره پر از دوستت دارم پر از میخواهمت... پر از نفس میکشمت... پر از هوا هوای دلدادگیست دوست داشتن که تمام نمیشود جان _دلم میشود؟ بداهه.... الان + تاریـــــــخ ۱۳۹۶/۰۵/۱۲ ساعــــت 10:13نویــــسنده ♥ zani dar dordast ♥ بانویی در دور دست ...

ما را در سایت بانویی در دور دست دنبال می‌کنید

برچسب: گاهی,نفس,میکشم,تورا, نویسنده: بازدید: 121 تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 6:39

هر وقت که توی خیابان قدم میزنم، آسمان را میبینم، درختها، شلوغی، آدمها، تاکسی ها ، مردم را میبینم؛ دلم یکجور ناکوک میشود، بال بال میزند، بیقرار میشود برای نوشتن؛ گاهی خیال میکنم، این کلمات هستند، که مرا سطر به سطر، صفحه به صفحه مینویسند... همیشه آسمان، آب ، باد، هوا، درخت زمین، بیقرا رم میکند؛ یک جور نابسامانی فرضی، عینی، مطلق... نمیدانم، نمیدانم، میدانم ادم دیگری میشوم... نه محال است بتوانم ننویسم، من نخواهم هم، کلمات، این زیبا های خفته _شگفت انگیز مرا میان خود میگیرند، همچون هاله نور... و با آنها به رقص بر میخیزم؛ نه... نمیشود کلمات را نادیده گرفت، تحقیرشان کرد؛ باید آنها بانویی در دور دست ...

ما را در سایت بانویی در دور دست دنبال می‌کنید

برچسب: نوشتن,همچون,خون,رگهای,است,شبیه,عشق, نویسنده: بازدید: 129 تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 6:39

دستم راطوری محکم گرفته بود انگار کودک گریزپایی باشمو نفس نفس لای درختها می دویید و کشان کشان من هم دنبالش؛ اردیبهشت بود و باغ پر از شکوفه های صورتی هلو و صورتم گاه با شکوفه ها ملموس و عطرش چنان توی چشمها و وتنم میپیچید که گویی توی ابر و اردیبهشت می دوم تمام تنم غرق _ عطر و شکوفه و اردیبهشت شده بود نفسم به شماره افتاده بود دستم را کشیدم و گفتم: بس ا ست دیگر بهشت هم باشد آنچه میخواهی نشانم دهی دیگر نمیتوانم نفسم را ببین بند آمده... آسم دارم به گمآنم! ! . خنده بلندی سر داد بی محابا وگفت: آسم جان دلم ؟ .. دیوانه شده ای جنون عشق تو. را گرفته است که نفست بند آمده است عزیزکم آسم کدام اس بانویی در دور دست ...

ما را در سایت بانویی در دور دست دنبال می‌کنید

برچسب: این,نفس,های,عاشقانه,سهم,است,معشوقه,میشوی؟, نویسنده: بازدید: 122 تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 6:39

صفحه بندی